
روز تشیع جنازه به یکی گفتم می تونی اینجا یه لحظه بایستی
گفت اره تا فردا هم بگی ایست می کنم
توی دلم گفتم: ای کاش وقتی زنده بود براش یه لحظه می ایستادیم .
نوشته های دلتنگی

روز تشیع جنازه به یکی گفتم می تونی اینجا یه لحظه بایستی
گفت اره تا فردا هم بگی ایست می کنم
توی دلم گفتم: ای کاش وقتی زنده بود براش یه لحظه می ایستادیم .
شلوارت ، پایین خواهد افتاد ،
بندش را محکم نمی کنی ؟
دوست تن است و عشق شلوار !
نگذار عشق بیافتد تا دوست عریان شود !
جشم باز کردم تاریکی دیدم
تو به من بگو چشم باز کنم یا چشم ببندم ؟
براستی در کدامین سوی باید زیست !
کسی خبری از من نگرفت !
گفتم شاید همه مرده باشند !
زنده که شدم !
تو رودیدم
به من گفتی: بی تومی میرم !
غرق در این اندیشه که اگر
دوباره بمیرم
تنها خواهم بود !
ولی شنیدم
به یکی می گفتی :
بی تو می میرم !
رهگذری این چنین برایم نوشت :
( ادمی مثل سیم است اگر زیاد کشیده شود پاره می شود واگر شل شود قابل نواختن نیست.